محمد ابراهيم آيتى

676

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

گروه را زيد الخيل بن مهلهل كه از بنى نبهان بود به عهده داشت ، رسول خدا در مسجد بود ، مردم وفد شتران خود را در جلو خان مسجد بسته و نزد حضرت آمدند ، رسول خدا اسلام را بر ايشان عرضه داشت ، و چون اسلام آوردند به هر يك پنج أوقيّه نقره جائزه داد ، و به زيد الخيل دوازده و نيم أوقيّه داد ، رسول خدا دربارهء زيد مىگفت : هيچ مردى از عرب نزد من به فضل ياد نشد جز اين كه او را كمتر از آن يافتم كه مىگفتند ، مگر زيد الخيل كه او را بيش از آن يافتم كه توصيف مىكردند ، و او را زيد الخير ناميد ، و سرزمين فيد و زمينهاى ديگرى را براى ارتزاق به او واگذار كرد و در اين باره به او نوشته‌اى هم داد . زيد با قوم خود بازگشت ، و چون به جايى كه به آن فرده مىگفتند رسيد به تب مبتلا گشت و پس از سه روز در همان جا درگذشت ، بعضى هم مرگ او را در آخر خلافت عمر دانسته‌اند ، گويند : همسر زيد آنچه را كه رسول خدا براى او نوشته بود پاره كرد [ 1 ] . در قسمت سرايا دانسته شد كه در ربيع الآخر سال نهم رسول خدا علىّ بن أبى طالب را با گروهى براى ويران كردن بتخانهء فلس بر سر قبيلهء طيّئ فرستاد ، در اين سريّه علىّ بن أبى طالب پس از ويران ساختن بت و بتخانه غنائمى به دست آورد و تعدادى هم اسير به مدينه آورد از جملهء اسيران : سفّانه : دختر حاتم طائى بود ، برادر او هم عدىّ بن حاتم كه در مقابل لشكريان اسلام تاب مقاومت نياورده بود با خاندان خود به شام گريخت . سفّانه چند بار از رسول خدا تقاضاى آزادى و مساعدت كرد ، رسول خدا او را آزاد ساخت و جائزه اعطاء فرمود و مخارج سفر داد و با كسانى مورد اعتماد نزد برادرش به شام فرستاد [ 2 ] چون ، سفّانه نزد برادر آمد به دو گفت : « القاطع الظالم ! احتملت بأهلك

--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ج 4 ، ص 224 چاپ مصر 1355 . طبقات ابن سعد ج 1 ، ص 321 ، چاپ بيروت 1380 . معجم البلدان ج 4 ، ص 248 چاپ بيروت 1376 ( ماده فرده ) اسد الغابه ج 2 ، ص 241 چاپ افست اسماعيليان . سيرهء حلبيه ج 3 ، ص 225 چاپ بيروت . سيرهء نبويه هامش سيرهء حلبيه ج 3 ، ص 23 . [ 2 ] - رجوع شود به صفحهء : 617 - 618 .